Cryptocurrency Prices by Coinlib

خطر وام رمزارزی از نگاه اکونومیست

maxuse

Well-known member
image_2021-08-11_212023.jpg

هفته‌نامه اکونومیست در تازه‌ترین طرح جلد خود به دنیای رمزارزها گریز زده و موضوع اکوسیستم مالی غیرمتمرکز موسوم به دیفای را بررسی کرده است. استفاده از عنوان «به سوی لانه خرگوش» نشان‌دهنده عدم قطعیتی است که اکونومیست نسبت به آینده جهان مالی دارد.

هم‌زمان با رونق کم‌سابقه دنیای رمزارزها، اکوسیستم خدمات مالی غیرمتمرکز موسوم به دیفای (DeFi یا Decentralized Finance) مورد توجه افراد زیادی قرار گرفته و دارای ریسک و فرصت‌های متعددی است. فناوری دیفای شباهت زیادی به رفتارهای جنون‌آمیز در روزهای آغازین فضای وب و اینترنت دارد.

برای فهم این تکنولوژی ابتدا با بلاک‌چین باید شروع کرد؛ یعنی شبکه‌ای گسترده از کامپیوترها که اطلاعات قابل ردیابی را به اشتراک می‌گذارند و به صورت خودکار و بی‌نیاز از یک قدرت مرکزی آپدیت می‌شوند. بیت‌کوین اولین بلاک‌چین بزرگ جهان در سال ۲۰۰۹ بود. اما این اتریوم است که پس از ایجاد در سال ۲۰۱۵ توانسته جایگاه اصلی در صنعت دیفای را بگیرد و اکنون بیشترین اپلیکیشن‌های این حوزه بر اساس آن شکل گرفته است.

991d9fdf-6463-46c5-a0fa-2d8cc88bfbee_FriSep172021.png

بانکداری رایج نیازمند زیرساخت‌های گسترده‌ای برای ایجاد «اعتماد» بین افراد گوناگون و ناشناس است؛ همین باعث هزینه‌های بالا در نظام بانکی سنتی است. اما تبادلات بر بستر بلاک‌چین «قابل اعتماد»، ارزان، شفاف و سریع است، حداقل در تئوری.

خدمات ابتدایی در سیستم دیفای ساده است و شامل انجام معاملات، دریافت وام و سپرده‌گذاری از طریق قراردادهای خوداجرایی به نام قرارداد هوشمند می‌شود. پیشرفت این صنعت را با دو عدد دنبال می‌کنیم. اول، ارزش ابزارهای دیجیتالی است که به عنوان وثیقه به کار گرفته شده‌اند. این رقم از صفر در سال ۲۰۱۸، اکنون به ۹۰ میلیارد دلار رسیده است. دوم، آنکه ارزش مبادلات اتریوم است که فقط در فصل دوم ۲۰۲۱ به ۲۵۰۰ میلیارد دلار رسیده است؛ حدود یک‌ششم کل معاملات بورس نزدک.

با وجود آرمان‌شهری که طرفداران رمزارزها تصور می‌کنند، دیفای برای معتبر شدن مشابه آنچه اکنون جی‌پی‌مورگان یا پی‌پال هستند راه درازی دارد. یک نقد به پلتفرم‌های بلاک‌چین آن است که به راحتی نمی‌توانند مقیاس خود را بزرگ کنند و کامپیوترهای تحت مدیریت آنها مقادیر زیادی برق تولید می‌کند. البته اتریوم یک ماشین «خودبهبوددهنده» است و وقتی با تقاضای زیاد مواجه می‌شود، فی را بالا می‌برد تا برنامه‌نویس‌های قوی‌تر انگیزه بیشتری برای بهینه کردن کار پیدا کنند. بنابراین دائما آپدیت‌های آنها می‌تواند ایرادهای فعلی را بگیرد.

مساله بعدی سیستم مالی غیرمتمرکز آن است که این اکوسیستم چگونه با جهان واقعی تعامل می‌کند. در واقع پرسش اینجاست که پشتوانه این فضای مجازی در جهان واقعی چیست؟ رمزارزها تفاوتی با دلار ندارند و همگی به این دلیل ارزش دارد که مردم برای آنها کاربرد و ارزشی را تصور می‌کنند. اما پول‌های رایج پشتوانه دولت‌ها و بانک مرکزی‌ها به عنوان آخرین قرض‌دهنده را دارند. بدون اینها، دیفای در دوران ترس همگانی با مشکل مواجه می‌شود.

همچنین اجرای قرارداد خارج از دنیای مجازی رمزارزها نیز یکی از مشکلات است. به زبان ساده اینکه یک قرارداد بلاکچین به شما می‌گوید که صاحب این خانه چه کسی است، اما اجرای این قرارداد نیاز به پلیس دارد.

نوع حاکمیت و پاسخگویی در سرزمین دیفای خیلی ابتدایی است. یک مجموعه از کدهای مبادلاتی غیرقابل تکرار می‌تواند خطرناک باشد، به ویژه آنکه بروز خطا در این کدها غیرقابل اجتناب است. پول‌شویی و فعالیت‌های مجرمانه در این زمینه فعال‌تر هستند. با وجود ادعای غیرمتمرکز بودن، یک فرد یا گروه مجرم می‌تواند کنترل بخش بزرگی از کامپیوترهای مربوط به آن بلاکچین را به دست بگیرند.

ماجراجویی‌های آلیس در سرزمین دیفای

گری گنسلر، رئیس جدید سازمان بورس آمریکا که خود متخصص رمزارزهاست می‌گوید آنها باید بتوانند خود را با سیستم مالی رایج و قانون‌های فعلی تطابق دهد. اما نکته اینجاست که دنیای مالی وارد یک عصر جدید شده که در آن سه نیروی مختلف رقابت می‌کنند: پلتفرم‌های تکنولوژی، دولت‌های بزرگ و دیفای. هر کدام از این‌ها ساختار و ایدئولوژی خود را درباره نحوه کارکرد اقتصاد دارند. درست مشابه دهه ۹۰ میلادی و با ظهور اینترنت که کسی نمی‌دانست پایان این انقلاب چه خواهد بود، اکنون نیز در دنیای مالی با چنین فضایی مواجهیم. بنابراین باید منتظر ماند تا آینده پول‌ها چگونه کار می‌کنند و به تبع آن تمام جهان دیجیتال چگونه کار خواهد کرد.
 
بالا